تبليغاتX
زیست بوم سیستان وبلوچستان - صداي پاي عطش
علمی- اطلاع رسانی با دیدگاه مدیریت مناطق بیابانی

خشکسالی در استان:

استان سيستان وبلوچستان با ميانگين بارندگي كمتر از 100 ميليمتر ، ذخاير آب زيرزميني فقير ، وجود دام بيش  ازظرفيت مراتع، رشد بالاي جمعيت،  فقر،  بيكاري، مهاجرت پذيري، وزش بادهاي باسرعت زياد، خاك فرسايش پذير و... واجد همه شرايط بياباني شدن است.

در شمال استان وجود خاك آبرفتي وفرسايش پذيربارندگي سالانه كمتر از 60 ميليمتر همراه با وزش بادهاي گرم وشديد 120 روزه با سيلها وخشكساليهاي دوره اي حاصل از نوسانات تنها منبع قابل توجه تامين كننده آب دشت سيستان(رودخانه هیرمند) باعث گرديده تا منطقه سیستان داراي 252453 هكتار اراضي تحت تاثير فرسايش بادي باشد كه سطحي معادل 145303 هكتار آن به شرايط حاد وبحراني رسيده است . وقوع خشكسالي اخير با فقر پوشش گياهي،  پريود كوتاه وقوع طوفانهاي ماسه اي، فشار بيش از توان بر مراتع با چراي زياد ، بوته كني و... نيز بر شدت آن افزوده است . عرصه   500000 هكتاري درياچه هامون به كفه هاي خشك بدل شده ودشتهاي شمالی( دركشور افغانستان) با همراهي عرصه هاي بدون كشت در سيستان، راههاي روستايي، بستر انهار ورودخانه هاي سنتي منطقه و... بعنوان منطقه برداشت دريايي از شن عمل ميكنند كه اگر چه با تمام توان وامكانات بخش زيادي از آن در اثر اجراي طرح احداث موانع رسوبگير در بستر درياچه هامون مهار گرديده اما بخشهايي از تپه هاي ماسه اي تشكيل شده در پايين دست درياچه انبوهي وسرعت زيادي حاصل كرده بگونه اي كه بيش از 250 روستاي سيستان در معرض هجوم ماسه هاي روان – وخطر تخلیه از سکنه- بوده بسياري از كانالهاي آبرساني از بين رفته، جاده ها مسدود گشته ، خطوط انتقال نيرو آسيب ديده ومزارع وباغات زيادي در زير ماسه مدفون گشته است .

 

در جنوب استان نيز خشكسالي آثار وتبعات زيادي بر جاي گذاشته است بگونه اي كه بسياري از قنوات وچشمه ها خشكيده،  برخی روستاها خالي از سكنه گشته وبسياري در معرض شن گرفتگي قرار دارند. زاد آوري گونه ها وتولید مراتع استان از700 هزارتن تولید علوفه خشک به صفر رسیده واستمرار خشکسالی باعث انقراض برخی از گونه های جنگلی ومرتعی گردیده وبا ازبین رفتن پوشش گیاهی حرکت شنهای روان نیز افزایش یافته و برخی گونه ها با بیش از 77 درصد خشکیدگی در معرض انقراض کامل قراردارند. .چنين شرايطي همراه با فقر موجود در منطقه اثرات جبران ناپذيري بر پوشش گياهي وخاك منطقه ميگذارد بطوريكه وقوع بارانهاي رگباري وسيل آسا كه معمول مناطق جنوبي استان است ضمن شستشوي خاك حاصلخيز واندك عرصه ها؛ فرسايش آبي وپديد آمدن خندقهاي غير قابل مهار را باعث ميشود. رسوبات پايين دست مناطق كوهستاني نيز تبديل به مناطق برداشت فرسايش بادي گشته و به بحراني ترشدن  اوضاع  مي افزايد.

در سراسر استان مجموعا 27 كانون بحراني فرسايش بادي با مساحت 1107351 هكتار شناسايي گرديده که این میزان با لحاظ عرصه های جدید برداشت (طی دوره خشکسالی) از نظر تعداد، شدت اثرات و وسعت مناطق افزایش چشم گیری یافته كه انجام فوري اقدامات پيشگيرانه وتدافعي را ضروري ساخته است.

 

چشم انداز سال جاری :

از سال 1376 با کاهش نزولات آسمانی به نسبت میانگین سخت ترین وشدید ترین  خشکسالی در استان سیستان وبلوچستان آغاز گردید وپس از 7 سال مستمر( علی رغم نزولات مناسب در سال 83 )متاسفانه مجددا با کاهش بارندگی همچنان ادامه دارد.

شرایط موجود شمال  استان نشان میدهد که متاسفانه با خوش بینی غیر علمی مسئولان  وشاید  علاقه مفرط این سالها برای دادن آمارهای غیر منطبق با شرایط ، سطوح بسیاری از اراضی دشت سیستان زیر کشت رفته که اینک با جریان بی رمق رودخانه هیرمند  محکوم به نابودی اند.

آمارهای میزان بارندگی نیز نشان می دهد که خشکسالی همچنان باقی است و در برخی شهرستانهای استان اگر چه میزان نزولات ( نسبت به میانگین بلند مدت : حدود 100 میلیمتر)  امیدوار کننده به نظر می رسد اما مع الاسف شرایط ادافیکی (خاکی) این مناطق (جنوب استان) به گونه ای است که بارندگیهای شدید فرسایش های خندقی وسیع ومخربی را باعث می گردد که آثار تخریبی آن کمتر از خشکسالی نیست.

 

سال آبی

زاهدان

زابل

خاش

سراوان

ایرانشهر

جابهار

زهک

میانگین استان

76

1/44

3/61

1/181

6/56

122

8/86

43

55/90

77

3/49

5/73

7/146

9/94

8/72

4/46

9/43

38/75

78

3/43

30

2/32

4/2

5/13

0

3/21

1/19

79

9/25

13

2/69

4/71

4/18

7/44

7/11

32/36

80

14

27

1/30

7

5/20

3/13

7/41

94/21

81

5/50

1/46

5/59

1/55

9/36

5/92

1/27

5/52

82

25/1

17/1

32/7

81/6

57/8

15/8

11

34/44

83

4/134

5/171

322

4/151

143

107

140

04/167

84

2/37

3/16

9/28

6/45

3/36

2/51

7/25

46/34

85

2/61

1/42

6/138

3/82

3/90

5/156

8/39

88/60

86

5/61

11

183

7/92

5/162

2/198

1/19

114

 

 

 

نتیجه گیری:

خشکسالی واقعیتی است که همه ساله بخش وسیعی از کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. اکوسیستم مناطق خشک جهان که بخش چشمگیری از سرزمین مانیز در قلمرو آن قرار دارد در مجموع بوم سازه های حساس وشکننده ای هستندکه در برابر عوامل تخریب به سادگی در معرض نابودی وانهدام قرار می گیرند. در چنین بوم سازه هایی وقوع خشکسالی ها را می توان به شرایط ریزش های جوی کمتر از حد میانگین یک منطقه ویا ریزش خارج از فصل یا سیل آسا وتخریبگر آن قابل توصیف دانست که اگر چه از نظر زمانی به طور دقیق  قابل پیش بینی نیستند ولی همیشه محتمل وقابل انتظار است. در چنین شرایطی اگر کارکرد سیستم های بهره برداری از منابع آب وخاک وپوشش گیاهی به گونه نباشد که بتوانند خود را با این ووضعیت تطبیق دهند بناچار تخریب سرزمین وناپایداری در بوم سازه ها وبالتبع شرایط اقتصادی واجتماعی اتفاق خواهد افتاد.

 از آنجا که پدیده  خشکسالی خصوصیاتی خزنده داشته  وبا گذشت زمان اثراتی تجمعی می یابد  لذا مقابله با آن نیز نمی تواند بصورت موردی وفوری صورت گیرد به عبارتی مدیریت ریسک تا رسیدن به بحران مستلزم برنامه ریزی وپایداری ومداومت اقدامات اجرایی است.

اگرچه منابع طبيعي استان از بدو شروع فعاليتها (در سال 1348 ) تاكنون فعاليتهاي وسيعي را در قالب پروژه هاي: مطالعه طرحهاي بيابانزدايي (1500000 هكتار )، نهالكاري (60000 هكتار) بذرپاشي وبذركاري (211000 هكتار) مالچ پاشي (30000 هكتار ) احداث بادشكن وموانع رسوبگير (1300 كيلومتر )و...به انجام رسانده است كه بي شك در صورت عدم انجام اين اقدامات خسارت بسيار بيشتر از وضعيت موجود، ياس وسرخوردگي شديدتر، فقر وبيماري بيشتر، مهاجرت، ناامني شرارت، حاشيه نشيني وبزهكاري در شهرها افزونتر و... قابل انتظار بود اما؛ همه فعاليتهاي فوق بعنوان مسكني موقت عمل نموده و همانگونه كه شاهديم با اندك تغييرات اقليمي ناكار آمدي اين روشها  آشكار مي گردد ضمن اين كه انجام اين عمليات به ابزار وامكاناتي نياز دارد كه ابتدايي ترين آن وجود منابع آبي قابل دسترس است اما متاسفانه روز به روز مضايق بيشتر ميشود بنابراين لازم است مسايل مناطق بياباني وبحراني استان در قالب يك طرح جامع وبلند مدت با رعايت همه جوانب و لحاظ نمودن امكانات وپتانسيلهاي منطقه همراه با دخالت همه عوامل اجرايي سازمانها نهادها  و مهمتر از همه مشاركت مردم در تصميم سازي واجرا به انجام رسد كه بنظر ميرسد براي اين مهم حداقل اعتباري بصورت پايدار نياز خواهد بود تا مشكل مناطق بياباني تا حد انتظار ساكنان براي بقاءوتامين معيشت تخفيف يابد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 14:13  توسط حسین سرگزی  |